مجاهدت 82 ساله در راه تحقق حق و عدالت (مروری کوتاه بر حیات پربار شادروان پروفسور آخوندی)
مجاهدت 82 ساله در راه تحقق حق و عدالت
(مروری کوتاه بر حیات پربار شادروان پروفسور آخوندی)

حمید والائی
وکیل پایه یک دادگستری
... ثانیه ها می گذرند، کمی از تحویل سال 1394 سپری شده است بهاری شروع شده است در خزان. در اولین سحرگاه یک بامداد، بزرگمردی در یکی از اتاقهای بیمارستان مهر تهران به آرامی و سکوت در بستر آرمیده است. گویی غروبی غم آلود، نم نمک سکوت اتاق را فراگرفته است... زمان گویا در حال توقف است تا آرامشی ابدی را به ارمغان بیاورد... جدالی ست مابین مرگ و جاودانگی... پایان این جدال، جاودانگی بزرگمردی ست از تبار حق و عدالت... آن بزرگمرد دیگر در بین ما نیست ولی یاد و نامش جاودان خواهد ماند...
خوابی ابدی و غریبانه، آن مجاهد و دلسوخته حق و عدالت را از میان ما ربود. او کسی نیست جزء شادروان پروفسور محمود آخوندی، اولین پروفسور حقوقی ایران و دومین فارغ التحصیل ایرانی دانشکده حقوق دانشگاه نیوشاتل سوئیس و پدر آیین دادرسی کیفری ایران.
یادمان نرود اولین فارغ التحصیل رشته حقوق دانشگاه نیوشاتل سوئیس، شادروان دکتر مصدق بود.
بیوگرافی کوتاه
پروفسور محمود آخوندی در سال 1312 در منطقه عالم پرور قره داغ و شهر اهر آذربایجان دیده به این کره خاکی گشود. در خانواده ای متمول، بی نیاز از لحاظ مادی و اصیل شروع به رشد نمود با اینحال عشق او به حق و عدالت وی را در مسیر یادگیری علم حقوق بصورت مدرن و آکادمیک قرارداد.
وی مولف چندین جلد کتاب آیین دادرسی کیفری بود که چندین دهه در دانشکده های حقوقی کشور توسط ایشان و اساتید دیگر تدریس می شد.
پروفسور آخوندی، "عضو هیأت علمی دانشگاه هاوایی، معاون آموزشی دانشکده حقوق دانشگاه دانشگاه شهید بهشتی، مسؤول پارلمانی دادگستری تهران (در سالهای گذشته)، رئیس دادگاه جنحه (در سالهای گذشته)، رئیس دادگاه استان تهران (در سالیان گذشته)، رئیس دادگاه جنایی (در سالیان گذشته)، استاد حقوق دانشگاه تهران، دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه قم بوده است".
شاید بتوان بیوگرافی دقیق آن استاد فرزانه را در کتاب خاطرات ایشان با عنوان "نیم قرن در دادگستری" مورد مطالعه قرار داد. کتابی که فی الواقع نه تنها بیوگرافی که بلکه قسمت اعظم داستان زندگی ایشان را به ما می نمایاند و نمونه های عینی از موضوعات حقوقی که الزاماً در بسیاری از آنها ما با نوعی تقابل عدالت و بی عدالتی مواجه هستیم و قضاوتها و چه بسا مجاهدتهای پروفسور آخوندی را در تک تک آنها شاهد هستیم همانهایی که تماما جمع شده اند در این کتاب خاطرات و پروفسور آخوندی در مقدمه آن می گوید:
"این خاطره ها فقط چند داستان ساده واقعی نیست که خواننده بخواند و بدون احساس مسئولیت از کنار آن بگذرد و به آن بی تفاوت بماند؛ بلکه پیام آور دردها، محرومیتها، قانون شکنی ها، بی عدالتی ها و ظلم و ستم هایی است که در کشور ما وجود دارد و هر روز تکرار می شود. ستم هایی که هر شب و روز شاهد افزایش انکارناپذیر آنها هستیم؛ ولی بدون احساس مسئولیت، سر را به زیر می اندازیم و از کنارشان می گذریم. هیچگاه درصدد چاره جویی نیستیم و حتی گاهی بی پروا به انکار آنها می نشینیم.
اگر درد گفته شود، درمانش نیز شناخته می شود و اگر دردی به زبان برنیاید، نباید به درمان آن امید بست. در شگفتم به چه عادتی خود را می فریبیم و دردها را پنهان می کنیم تا درمانی پیدا نشود و دردها شفا نیابند. با سکوت کردن و مهر خاموشی بر دهان نهادن، خطاست که منتظر درمان بود"
شاید به جرات بتوان گفت که یکی از خصایص پروفسور آخوندی شجاعت وی در گفتن حقیقت بود و این را در لحظه لحظه زندگی وی می توان مشاهده کرد. در واقع ترس، واهمه و محافظه کاری های بی مورد راه نفوذی در آن استاد پیدا نکردند بدین سبب است که ایشان، همواره می گفت: «من حرفهایم را می زنم و کسی هم معترض من نمی شود، چون می دانند وابستگی ندارم».
همین روحیه آزاد و بی باک پروفسور آخوندی وی را بر آن داشت تا علیرغم استعداد خویش در رشته ریاضیات، وارد دانشکده حقوق شود و به تحقق آرزویش که نشستن بر مسند قضا و دادرسی بود جامه عمل بپوشاند.
ایشان در ادامه تحصیلات خویش، بعد از گرفتن مدرک کارشناسی حقوق قضائی از دانشگاه تهران، ابتدا تصمیم می گیرد که در همان دانشگاه، رشته علوم سیاسی را دنبال کند و بعد از ثبت نام نیز مدتی درس های آن رشته را پی می گیرد ولی بنا اظهار خویش، گویا رشته علوم سیاسی مورد علاقه وی نبوده است چرا که سیاستمداران را اشخاصی می داند که ظاهر و باطن یکسانی ندارند لذا تمایل پیدا می کند که ادامه تحصیلات خویش را در دانشگاه نیوشاتل سوئیس دنبال کند. النهایه ایشان در سال۱۳۴۰ در رشته حقوق جزا، پایاننامه دکترای خود را با هدایت "فرانسوا کلر" با موضوع "حقوق جزای اسلامی و تأثیر آن در حقوق جزای ایران"گذراند.
یکی دیگر از عوامل تشویق کننده استاد به دفاع از حق و عدالت و حقوق بشر و شهروندی را می توان نظم اجتماعی موجود و احترام به حقوق شهروندی اعم از آزادی بیان، آزادی اندیشه، آزادی رفت و آمد، آزادی مطبوعات، آزای انتخاب کردن و انتخاب شدن در سوئیس عنوان نمود همان موضوعات با ارزشی که ایشان نیز به کرات در کتاب خاطرات و در اظهارات شفاهی خویش بدانها اشاره نموده و می نمود. ایشان در قسمتی از خاطرات خویش از آن دوران می نویسد: "در این شرایط بود که مسئولان و مدیران کشور سوئیس به هر آنچه امروز حقوق بشر نامیده می شود احترام می گذاشتند".
تاکید بر کارآموزی عملی و علمی قضات
پروفسور آخوندی همواره تاکید بر این موضوع داشت که برای یک دادرسی عادلانه ضروری است که قضات دادگستری علاوه بر داشتن دانش کافی در حیطه قوانین، می بایست دوره کاراموزی عملی و علمی را هم گذرانده باشند. به طوری که حتی خود را تشنه یادگیری می دانست اما یادگیری دوران قضاوت را بیشتر حول مطالبی می دانست که وی را در پشت میز قضاوت یاری دهد و در برابر فرشته عدالت شرمنده نسازد.
ایشان در اواخر عمر با برکت خویش از این موضوع رنج می برد که هر چند تعداد درس های علمی بسیار است ولی اکثر برنامه ها بیهوده و تبلیغاتی می باشد و جوابگوی نیاز کارآموزان قضائی نمی باشد و دردناک تر از آن را اینطور عنوان می نمود: "هر کس که در قوه قضائیه دارای شغل و مقامی است و می تواند در ترفیع اداری – اجتماعی برنامه ریزان موثر باشد، برای تدریس دعوت می شود و در مقام علمی به تدریس می پردازد. نتیجه این روش معلوم است. دادگستری چهره ای دارد که بر همگان آشکار است."
ایشان به شرکت کاراموزان قضائی در دادرسی های محرمانه تاکید داشتند تا با کسب تجارب لازم، ان را در موقع دادرسی به کار گیرند. در این خصوص به ذکر خاطره ای از عملکرد استاد خویش دکتر "هانری توناز" اشاره می کند که با درخواست پروفسور آخوندی جهت حضور در محاکمه محرمانه ای که همان استاد رئیس دادگاه جنایی وقت نیوشاتل بوده است، موافقت نموده بود و در پایان محاکمه، پروفسور آخوندی از ایشان به سبب اجازه حضور در آن محاکمه سپاسگزاری نموده بود که با پاسخ همان استاد به شرح ذیل مواجه شده بود:
"کار فوق العاده ای انجام نداده ام. محرمانه بودن دادرسی، فلسفه خاصی دارد که شامل حال شما نمی شود. شما دانشجوی حقوق هستید. به هر حال روزی حاکم دادگاه، وکیل مدافع و یا استاد دانشگاه خواهید شد. اگر برای امثال شما اجازه شرکت در جلسات دادرسی های محرمانه داده نشود، چگونه می توانید از این نوع محاکمات برای آینده کاری خود اطلاعات کسب کنید و به موقع آن را به کار برید؟"
در دادرسی ها دقت فدای سرعت نمی شد
پروفسور آخوندی علاوه بر اینکه تاکید فراوانی بر بروز بودن علم قضات و چه بسا وکلای دادگستری داشتند در زمانی که در مسند قضاوت بودند، همواره سعی بر این داشتند تا دعاوی مطروحه به صلح و سازش منجر شود و این خواسته قلبی خویش را در سرلوحه کار خویش داشتند البته این بدان معنی نبود که جهت مختومه نمودن هر چه سریعتر پرونده، دقت فدای سرعت گردد.
ایشان اطاله وقت در دادگاه را به هیچ عنوان شایسته قضات نمی دانست بطوریکه در خاطره ای از قضاوت خویش در دادگاه اهر عنوان می کند: "در دادگاه وقت خود را بیهوده نمی گذراندم. در ساعات کار، وقت خود را با دوستان و آشنایان و غیراصحاب دعوا سپری نمی کردم. حتی جواب تلفن ها را هم نمی دادم مگر اینکه ضرورت آن را می دانستم. نتیجه عملکرد این بود که پرونده های دادگاه تحت تصدی من، در اندک مدتی، به روز می شد. نهایت کوشش را داشتم تا دقت را فدای سرعت نکنم. بیش از هر چیز سعی می کردم دعوای مطروحه در دادگاه را با صلح و صفا پایان دهم؛ گزارش اصلاحی بنویسم."
اقناع وجدانی
در خاطره دیگری از ایشان با این موضوع مواجه می شویم که ایشان، در موضوع یک قتل در شهرستان اهر با تلاش خویش موفق می شود که قاتل را توسط یک طفل شناسایی کند و بعد از تحقیقات معمول مشخص می گردد که قاتل همان شخصی بوده است که آن طفل بدان اشارت نموده بود. بدین وصف با ذکر خاطره مذکور ، اظهار می دارد: "معنا و مفهوم واقعی «اقناع وجدانی» که در دنیای امروزی آن را معتبر می شناسند و به آن استناد می کنند، نمونه اش همین موضوع کشف حقیقت از زبان آن طفل می باشد. به عبارت ساده تر، دادرس می تواند به گفته های یک طفل نابالغ اعتماد کند و به گفته های انسان های عاقل و بالغ اطمینان نکند. این داستان را بدان جهت نقل کردم که در کشور ما، قلمرو مجازاتهای حدود، قصاص و دیات، روش اقناع وجدانی بی رنگ و روش دلایل قانونی حکمفرما است. بنابراین اگر دلایل مورد نظر قانونگذار وجود نداشته باشد، اثبات بزهکاری امکانپذیر نخواهد بود."
استقلال قاضی
آن شادروان، تاکید اساسی بر این امر داشتند که قضات می بایست استقلال لازم را داسته باشند. این موضع را می توان از نوع قضاوتهای شجاعانه ایشان به خوبی دریافت. همان منش و روحیه ای که وی را بر ان داشت که در زمان تصدی شعبه سوم بازپرسی تبریز، علاوه بر کشف چند تن تریاک، رئیس باند مخوف و مافیایی قاچاق کننده آن مواد را هم بازداشت کند و حتی مقامات لشکری و کشوری وقت نیز نتوانستند وی را با تهدید و تطمیع، راضی به این امر نمایند که کوچکترین اغماضی در حق فرد بازداشت شده بنماید و حتی یکی از مقامات دربار به منزل سناتور احمد بهادری از بزرگان آذربایجان رفته و از وی می خواهد که پروفسور آخوندی را به آن بهانه به منزلش دعوت کند تا با اعمال نفوذ در صدد این امر بر آید که فرد بازداشت شده را آزاد کند ولی پروفسور اخوندی در پاسخ دعوت سناتور می گوید: "اگر شرایط معمولی بود شما مطمئن باشید که من اطاعت امر می کردم و شرفیاب می شدم. اما با توجه به جریان حاضر نمی توانم دستور شما را اطاعت کنم. از قول من به ایشان هم سلام برسانید و بفرمایید هر چند در حال حاضر، آمدن برایم مقدور نیست اما اگر امری داشته باشند، فردا در دادسرا منتظرشان هستم." پروفسور آخوندی در ادامه آن خاطره می گوید: "بالاخره آن جناب درباری با ناراحتی و یاس و دست خالی از تبریز به تهران بر می گردند. گفتنی است که پس از رد این تقاضا، هیچ یک از مقامات دادگستری و یا کشوری و درباری به من آسیبی نرساندند و آنجا بود که من استقلال واقعی قضائی را درک کردم.".
استاد در خاطره دیگری بیان می کند که در پرونده منافی عفتی که در تبریز و در شعبه سوم دادسرا تحت رسیدگی داشته ، یکی از متنفذین شهر تبریز با وی تماس می گیرد و سعی بر اعمال نفوذ می نماید که پروفسور آخوندی با قاطعیت و شهامت تمام در پاسخ وی می گوید: "جناب! ما تابع قانون هستیم. مقررات قانونی این مملکت را اجرا می کنیم. هر چند اگر شاکی یک فرد غیر مسلمان و متهم مسلمان هم باشد. اما مسلمان و غیر مسلمان در برابر قانون یکسان هستند. هر ایرانی باید در جامعه امنیت داشته باشد. اگر شما و یا متهم از عملکرد من ناراضی هستید یا آن را خلاف قانون می دانید، حق دارید به آن اعتراض کنید. مراجعی وجود دارند که صادقانه به اعتراض شما رسیدگی می کنند. اما این را یادآوری کنم که خدا را هم در نظر بگیرید و بعد از آن هر آنچه را که می توانید و می خواهید به موقع اجرا بگذارید. من از کسی هراسی ندارم و با وجدان بیدار پشت میز قضاوت نشسته ام. جز قانون حرف کسی را در عملکرد قضایی مداخله نمی دهم."
شادروان آخوندی این را می گوید و با با عصبانیت گوشی را می گذارد.
تلاش علمی در رفع نارسائی های قضائی
پروفسور محمود آخوندی با شهامت تمام سعی بر این داشت، نارسائی موجود در سیستم حقوقی علی الخصوص سیستم قضائی کشور را چه در قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب به مسئولین وقت گوشزد و خود نیز در آن راستا تلاش های وافری انجام می داد. به سبب همین تلاشها و تحقیقات و تربیت شاگردان مبرز، سبب اصلاحات بیشماری در تدوین قوانین مختلف و مدیریت قضائی گردید در کنار این امر، ایشان علاقه وافری به مطالعه تطبیقی سیستم های قضائی داشت و با توجه به تحقیقاتی که در این راستا انجام داده بود و به سبب تدریس او در دانشگاههای معتبر کشور، در سال 1352، وزارت امور خارجه آمریکا با اعطای بورس تحقیقی اختصاصی از ایشان دعوت می کند تا از دادگستری و محاکم قضائی آن کشور دیدار کند و بین سیستم قضائی موجود در ایران و امریکا یک نظریه تطبیقی ارائه دهد که بعد از موافقت وزارت دادگستری ایران، پروفسور آخوندی به آمریکا رفته و تحقیقات صد صفحه ای انجام می دهد.
دغدغه حقوق بشری و اجرای صحیح قوانین
شادروان پروفسور آخوندی دغدغه درد مردم و تلاش در رفع آن را داشت. ایشان به کرّات در طول عمر با برکت خویش معترض اقدامات غیربشری و روش های سلیقه ای بود به طوری که علاوه بر کتاب خاطرات وی، این اعتراضات را بلکه به صورت آکادمیک و علمی در کتب دیگر و تدریس وی در دانشگاهها و یا به صورت صریح در مصاحبه ها و سخنرانی های وی می توان مشاهده کرد.
ایشان جامعه ای آزاد و فارغ از هر گونه بدی و بزهکاری آرزویش بود. خدا را گواه می گرفت که همواره دلش می خواهد همشهریانش و تمامی انسانها آسودگی و آرامش را در زندگی خویش داشته باشند. تلاش وی در قضاوت نیز حول این موضوع بود که عدالت در حق مردم به درستی اجرا شود و هیچ باکی از اجرای صحیح عدالت نداشت بطوریکه همواره این موضوع مدنظرش بود که " خدای من به من این قدرت را بده که بتوانم به درستی شاهین ترازوی عدالت را در یک میزان صحیح نگه دارم و آرامش جامعه را در حدی که در توان من است حفظ کنم" . وی هیچ گاه کمترین واهمه و سستی در این راه نشان نداد. پشتوانه چنین شهامت و مجاهدتی، علم و اگاهی کافی ایشان از علم حقوق و قوانین جاریه بود.
دفاع از استقلال کانون وکلاء و استقلال وکیل
به حق باید پروفسور آخوندی را از تاثیرگزارترین اساتیدی دانست که تربیت بسیاری از جویندگان و شاگردان علم حقوق را به خوبی انجام داد که در نتیجه آن بسیاری از همان شاگردان یا درکسوت قاضی و یا فعالین مدنی و یا وکیل مشغول به فعالیت شدند.
ایشان علاوه بر اینکه از تمامی آزاداندیشان دفاع می نمود و به بیان نظریات شجاعانه خوبش اقدام می نمود، سعی بر این داشت حساسیتهای خویش را نسبت به برخی موضوعات و نارسائی هایی که به نوعی آثار سوئی بر جامعه به دنبال دارند اعلام نموده و طرق رفع آن نارسائی ها را تبیین نماید. یکی از حوزه هایی که ایشان همواره به دفاع از مواضع قانونی و واقعی آن می پرداخت، بحث استقلال کانونهای وکلاء و استقلال وکلاء بود.
شادروان پروفسور آخوندی " با اشاره به اینكه استقلال كانون وكلا به این معناست كه وكلا از قوه قضاییه جدا باشند، اعلام می نمود: وكیل را قوه قضاییه تعیین نمیكند بلكه وكیل را خود جامعه وكلا تعیین میكند. متزلزل كردن استقلال كانون وكلا، اساسیترین اشكالی است كه در لایحه جامع وكالت رسمی وجود دارد. زمانی كه استقلال كانون وكلا متزلزل میشود، وكیل هم اعتبار و استقلال خود را از دست میدهد. زمانی كه وكیل را قوه قضاییه تعیین كند لاجرم تحت تاثیر قوه قضاییه است و مجبور است نگاهها، افكار و خواستههای قوه قضاییه را در دفاعیات خود رعایت كند و این موضوع به استقلال وكلا صدمه میزند. نحوه، شرایط و مدت دفاع و هم چنین ایرادات شكلی و ماهوی را نیز باید خود وكیل تعیین كند".
ایشان همچنین در جشن استقلال کانون وکلای دادگستری البرز به تاریخ 10 اسفند 1391 بیان داشتند: " آنچه که استقلال وکیل را از بین می برد صرفنظر کردن از قانون است، اولین افرادی که استقلال وکیلان را تضعیف می کنند قضات هستند، با محدودیت های که در دفاع کردن به وجود می آورند. مقام های قضایی حق ندارند برای دفاع کردن وقت تعیین کنند و فقط می توانند تذکر دهند، حاکم دادگاه باید گوش دهد، ای کاش این گفته ها به صورت قانون در می آمد و با صراحت بیشتری بیان می شد. عدم توجه و بی احترامی نسبت به وکلا متاسفانه دیده می شود و در حال حاضر وکلا نسبت به دادرسان و همچنین دادرسان نسبت به وکلا نظر موافقی ندارند و این امر باید با کار فرهنگی از بین برود و قاضی نباید سئوال کند که چقدر حق وکالت گرفته ای و این نباید پرسیده شود. وکیل دادگستری باید همانند نمایندگان مجلس مصونیت داشته باشند، چه اشکالی دارد در مورد وکیل های دادگستری همچین مسئولیت در نظر گرفته شود."
استاد در یکی از مصاحبه های خویش اعلام می نماید: " در زمان گذشته تا آنجایی که بنده به یاد دارم، در دادگاهها و دادسراها، شئون خاصی داشتند، دادرسان به وکیلان احترام می گذاشتند. درست است که با خیلی از وکیلان معاشرت نمی کردند اما در عین حال به نوشته و گفته آنها و به شخصیت آنها احترام قائل بودند. هیچ وقت به خود اجازه نمی دادیم که وکیلی در کنار موکل خود مورد اهانت واقع گردد. هیچوقت از وکیلی سوال نمی کردیم که چقدر حق الوکاله از موکلت گرفته ای. چه ارتباطی به من داشت. من قاضی نباید این پرسشها را می نمودم. هیچ وقت به وکیلی نمی گفتیم به ناحق دفاع می کنی. هیچ نمی گفتیم خفه شو. هیچ وقت کلامش را قطع نمی کردیم. به عنوان اخلال در نظم عمومی، وکیل را روانه بازداشتگاه نمی نمودیم".
کوچ غریبانه از این دنیای فانی
پروفسور آخوندی، زمانی که چشم از این دنیای فانی فرو بست شاید نمی دانست که کوچ غریبانه ای خواهد داشت. استادی که مسئولیت پذیری اجتماعی، حق مداری، شجاعت و شهامت وی در دفاع از حق و عدالت روزی زبان زد عام و خاص بود و به بیانی هم عموم جامعه و هم جامعه حقوقی در بسیاری از عرصه ها از خدمات وی بهره ها برده بودند، درگذشتش به ناگاه در بایکوت عجیب خبری فرو رفت و مراسمات شایسته ای که برای چنان استادی می بایست برگزار گردد تاکنون برگزار نگردیده است. امیدواریم قدر اساتید و دانشمندان خویش را در هر حال بدانیم. حداقل انصاف نیست شادروان پروفسور آخوندی چنان غریبانه چشم از جهان فرو ببندد و شاهد برگزاری مراسمات شایسته ای حداقل برای سالگرد درگذشتش نباشیم. امید آن است که جامعه حقوقی، غفلت خویش را جبران نماید.
منابع:
- آخوندی اصل، محمود، نیم قرن در دادگستری- داستان یک زندگی، نشر: سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد، چاپ اول، تابستان 1389، ص 135.
- Akhoundi، Mahmoud. De I' influence de la tradition religieuse sur le droit penal de I' Iran. Neuchatel: University of Neuchatel، ۱۹۶۱
- خبرگزاری ایسنا، "آخوندي: تصويب «لايحه جامع وكالت رسمي» استقلال كانون وكلا را متزلزل ميكند"، کد خبر: 91042716137، سهشنبه / ۲۷ تیر ۱۳۹۱ https://www.isna.ir/news/91042716137
- خبرگزاری ایلنا، " پروفسور محمود آخوندی درگذشت"، کد خبر: 261832 ، 3/1/1394، https://www.ilnanews.com/fa/tiny/news-261832
- خبرگزاری مهر، " وکیل باید دارای استقلال و تابع قانون باشد/ عدالت با اجرای صحیح قانون محقق می شود"، شناسه خبر: 2008709 - جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۱، https://www.mehrnews.com/news/2008709 .
- روزنامه اعتماد ، حامد صفائی. «گفتگوی «اعتماد» با پروفسور محمود آخوندی پیرامون تحولات سیاست کیفری در ایران». ۲۹ دی ۱۳۹۱.
برای شروع...