سفته و نحوه مطالبه آن

 

حتماً دیدهاید که سفته را در گوشه گوشه شهر در هر دکه روزنامهفروشی که بساط سیگار، سیمکارت اعتباری، شارژ موبایل و کارت اینترنت را پهن کرده است، میفروشند و این عبارت را که «سفته موجود است» خیلی جاها دیدهاید و لابد پیش خود فکر کردهاید که «عجب، سفته چه وسیله خوبی است که هرکس میتواند هرگاه اراده کند، آن را مثل نقلونبات بخرد و کارش را راه بیندازد» و بعد حتماً به این مسأله فکر کردهاید که سفته در مقابل چک، با سختیهایی که برای گرفتنش از سیستم بانکی دارد، چقدر به دردبخور است.

سفته سندی است که به موجب آن امضا کننده متعهد می‌شود تا مبلغی را در موعد معین یا عندالمطالبه در وجه حامل یا شخص معین یا به حواله کرد او بپردازند. سفته علاوه بر امضا یا مهر متعهد باید مشخص‌کننده مبلغ تعهد شده، گیرنده وجه و تاریخ نیز باشد.

مندرجات سفته

به موجب ماده ۳۰۸ قانون تجارت، سفته علاوه بر امضا یا مهر، باید دارای تاریخ و متضمن مراتب ذیل باشد: مبلغی که باید تأدیه شود با تمام حروف، نام گیرنده وجه و تاریخ پرداخت باید در سفته مشخص باشد. پس طبق ماده ۳۰۸ قانون تجارت، سفته علاوه بر مهر یا امضا باید دارای تاریخ باشد و علاوه بر این، طبق بند یک همین ماده، تعیین مبلغی که باید پرداخت شود، با تمام حروف ضروری است.

نام و نام خانوادگی گیرنده وجه، تاریخ پرداخت وجه، علاوه بر اینها، نوشتن نام خانوادگی صادرکننده، اقامتگاه وی و محل پرداخت سفته نیز ضروری است.

درصورتی‌که سفته برای شخص معینی صادر شود، نام و نام خانوادگی او در سفته آورده می‌شود، در غیر این صورت به جای نام او نوشته می‌شود در «وجه حامل».

درصورتی‌که نام خانوادگی یک شخص معین در سفته نوشته شود، این شخص طلبکار می‌شود و در غیر این صورت هر کسی که سفته را در اختیار داشته باشد، طلبکار محسوب می‌شود و می‌تواند در سررسید سفته، مبلغ آن را طلب کند و اگر سررسید درج نشود، سفته عندالمطالبه محسوب می‌شود و در سفته عندالمطالبه، صادرکننده باید به محض مطالبه، مبلغ آن را پرداخت کند اما اگر مندرجات قانونی در سفته قید نشود، آنگاه چه می‌شود؟ متأسفانه قانون‌گذار در فصل دوم باب چهارم قانون تجارت که مقررات مربوط به سفته را بیان می‌کند، به ضمانت اجرای عدم ذکر مندرجات مندرج در ماده ۳۰۸ اشاره‌ای نکرده است.

سفته بدون نام

سفته بدون نام، حالتی دیگر از نحوه تنظیم سفته است. در این حالت، در تنظیم سند این امکان وجود دارد که بدهکار، سفته‌ای را که صادر می‌کند، بدون ذکر نام طلبکار به وی بدهد که در این صورت فرد می‌تواند یا خودش برای گرفتن در سررسید اقدام یا این‌که آن را به دیگری حواله بدهد.

عبارت حواله کرد در سفته به شخص دارنده این اختیار را می‌دهد که بتواند سفته را به دیگری منتقل کند ولی اگر حواله کرد، خط‌خورده شود، دارنده سفته نمی‌تواند آن را به دیگری انتقال دهد و تنها خود وی برای وصول آن اقدام کند، علاوه بر آن‌که می‌تواند با پشت‌نویسی آن را به شخص دیگری انتقال دهد.

پشتنویسی سفته

پشت‌نویسی سفته مانند چک برای انتقال سفته به دیگری یا وصول وجه آن است. اگر پشت‌نویسی برای انتقال باشد، دارنده جدید سفته دارای تمام حقوق و مزایایی می‌شود که به آن سند تعلق دارد. انتقال سفته با امضای دارنده آن صورت می‌گیرد. هم‌چنین دارنده سفته می‌تواند برای وصول وجه آن به دیگری وکالت دهد که در این صورت باید وکالت برای وصول قید شود.

سقف سفته

هر برگ سفته، سقف خاصی برای تعهد کردن دارد، مثلاً اگر روی سفته‌ای درج‌شده باشد «ده میلیون ریال» یعنی آن سفته حداکثر برای تعهد یک میلیون تومان دارای اعتبار است و با آن نمی‌توان به پرداخت بیش از یک میلیون تومان تعهد کرد.

تکالیف دارنده سفته

اگر متعهد سفته در سررسید از پرداخت مبلغ مندرج در آن امتناع کند، دارنده سفته مکلف است به موجب نوشته‌ای که واخواست یا اعتراض عدم تأدیه نامیده می‌شود، ظرف مدت ۱۰ روز از تاریخ وعده سفته اعتراض خود را اعلام کند که برای واخواست به مجتمع قضایی مراجعه و نسبت به تنظیم و ارسال آن برای صادرکننده سفته اقدام می‌کند و از تاریخ واخواست ظرف مدت یک سال برای کسی که سفته را در ایران صادر کرده و مدت ۲ سال برای کسانی که سفته را در خارج از ایران صادر کرده‌اند، طبق مواد ۲۸۶ و ۲۸۷ قانون تجارت اقامه دعوی کند. درصورتی‌که دارنده سفته به تکالیف قانونی خود اقدام نکند، حق اقامه دعوی علیه پشت‌نویس، ضامن پشت‌نویس را ندارد و از امتیازات اسناد تجاری بهره‌مند نمی‌شود.

راههای وصول وجه سفته

برای وصول وجه سفته از ۲ طریق می‌توان اقدام کرد.

از طریق اجرای اسناد رسمی: چون سفته از اسناد لازم‌الاجراست، درصورتی‌که دارنده به وظایف قانونی خود عمل کرده باشد، می‌تواند علیه صادرکننده، پشت‌نویس و ضامن به اجرای اسناد رسمی واقع در اداره ثبت مراجعه و تقاضای توقیف اموال بلامعارض اشخاص فوق و وصول طلب خود را کند.

از طریق مراجع قضایی دادگستری: دارنده سفته با تقدیم دادخواست حقوقی علیه یک یا تمام مسؤولان سند تجاری اقامه دعوی می‌کند و درصورتی‌که به محکومیت قطعی صادرکننده منجر شود و اگر اموالی از محکوم تحصیل نشود، می‌تواند به استناد قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی تقاضای بازداشت شخص محکوم را کند. منبع: تبیان

 

 

نحوه مطالبه و واخواست سفته های عندالمطالبه چیست؟

نحوه مطالبه و واخواست سفته های عندالمطالبه چیست؟

 براساس نظر مشورتی دیوان عالی کشور، مطالبه‌ی وجه سفته در سفته های عندالمطالبه زمانی تحقق می یابد که متعهد از نیت متعهد برای مطالبه‌ی سفته مستحضر شود و این آگاهی زمانی محقق می گردد که طبق ملاک ماده 156 قانون آیین دادرسی مدنی از طریق اظهارنامه رسمی به بدهکار ابلاغ شده باشد.

اسناد تجاری در انواع مختلف در جوامع رواج یافته از جمله سفته، برات، چک و … که سفته یکی از پرکاربردترین اسناد تجاری است و امروزه افراد بسیاری در تضمینات و معاملات تجارتی خود از آن استفاده می نمایند. براین اساس افراد نیازمند کسب اطلاعاتی در زمینه تنظیم و وصول این گونه اسناد هستند تا از گزند افراد سودجو و کلاهبردار مصون باشند.

تعریف سفته از منظر قانون تجارت

سفته (در گذشته با عنوان فَتِه طلب نیز بیان می گردید) سندی است که به موجب آن امضاء کننده تعهدی می کند مبلغی در موعد معین یا عندالمطالبه در وجه حامل یا شخص معین یا به حواله کرد آن مشخص کارسازی نماید. (ماده 307 قانون تجارت)

نحوه مطالبه و واخواست سفته های عندالمطالبه چیست؟

براساس نظر مشورتی دیوان عالی کشور، مطالبه‌ی وجه سفته در سفته های عندالمطالبه زمانی تحقق می یابد که متعهد از نیت متعهد برای مطالبه‌ی سفته مستحضر شود و این آگاهی زمانی محقق می گردد که طبق ملاک ماده 156 قانون آیین دادرسی مدنی از طریق اظهارنامه رسمی به بدهکار ابلاغ شده باشد.

ماده 156 قانون آیین دادرسی مدنی می گوید؛ هرکس می تواند قبل از تقدیم دادخواست به دادگاه های دادگستری حق خود را بوسیله اظهارنامه از طرف مطالبه نماید، مشروط بر اینکه موعد مطالبه رسیده باشد و بطور کلی هر کس حق دارد اظهاراتی که راجع به معاملات و تعهدات خود با طرف دارد و بخواهد به وسیله رسمی که بطرف بگوید در ضمن اظهارنامه بطرف ابلاغ نماید.

اظهارنامه  توسط اداره ثبت اسناد یا دفتر دادگاه ها ابلاغ می شود.

تبصره: اداره ثبت اسناد و دفاتر دادگاه ها می تواند از ابلاغ اظهارنامه هایی که خارج از نزاکت باشد، خودداری نمایند.

نکات لازم در تنظیم سفته

سفته باید به صورتی تنظیم شود که قانون تجارت مقرر نموده است و الا دارنده آن نمی تواند از مقررات مربوط به آن در قانون تجارت استفاده کند.

مندرجات اجباری یا قانونی سفته که علاوه بر امضا یا مهر باید دارا باشد:

1- مبلغی که باید تادیه شود با تمام حروف 2- گیرنده وجه 3- تاریخ پرداخت 4- تاریخ صدور

البته لازم است که نام و نام خانوادگی صادر کننده ، اقامتگاه وی و محل پرداخت سفته (برای تعیین دادگاه صالح) نیز در آن نوشته شود.

اختلاف در مبلغ سفته

اگر مبلغ بیش از یک دفعه به تمام حروف نوشته شده باشد و بین آنها اختلاف باشد مبلغ کمتر مناط اعتبار است. اگر مبلغ با حروف و رقم هر دو نوشته شده و بین آنها اختلاف باشد مبلغ با حروف معتبر خواهد بود.

اگر زمان پرداخت سفته روز معینی باشد و آن روز با تعطیل رسمی مصادف شود در روز بعد از تعطیل کار سازی می شود.

در صورتی که سفته برای شخص معینی صادر شود، نام و نام خانوادگی او در سفته قید می گردد و اگر مشخصات گیرنده قید نگردد به جای نام او «در وجه حامل» نوشته می شود.

عبارت در وجه حامل و حواله کرد که بر روی سفته قید می گردد، شخص می تواند آنرا به دیگری انتقال دهد؛ و اگر این جمله فوق نیز قید نگردد دارنده سفته می تواند با ظهر نویسی برای وصول یا انتقال اقدام نماید.

در موارد فوق اگر ظهر نویس های زیادی در سفته امضا نموده باشند چه کسی مسئول پرداخت وجه سفته می باشد؟

پاسخ به این مسئله این است؛ کسی که سفته را امضا نموده و تمامی ظهر نویس ها همگی در مقابل دارنده آن مسئولیت تضامنی دارند. در ضمن هر برگ سفته سقف خاصی برای تعهد کردن دارد و همان مبلغی که به صورت حروفی بر روی سفته درج گردیده قابل مطالبه است و قابل افزایش نیست.

در پایان ملزم به بیان تعاریف الفاظی که در متن و ظاهر سفته به لسان حقوقی بیان شده و درک آنها برای اشخاصی که به الفاظ حقوقی آشنایی زیادی ندارند مشکل می باشد می پردازیم:

عندالمطالبه: یعنی اینکه به محض مطالبه‌ی دارنده سفته، صادر کننده باید آنرا بپردازد.

ظهرنویسی: امضای برای انتقال و یا وصول آن که در پشت سفته صورت می گیرد.

محیل: کسی که حواله می دهد (صادر کننده سفته).

محال علیه: کسی که حواله بر سر اوست (پرداخت کننده سفته؛ به عنوان مثال: بانک).

محال له: گیرنده سفته (دارنده).

منبع: سایت حق جو

 

 

 

 

 

واخواست و وصول سفته

 

اظهار نامه

ارسال اظهارنامه به منزله مطالبه رسمي طلب است که از طريق دايره ابلاغ اظهارنامه در مجتمع قضايي / دادگستري انجام مي گيرد. لازم به ذکر است که در رابطه با سفته هاي واجد تاريخ معين، سررسيد تعيين شده در متن سفته کفايت مي نمايد و نيازي به ارسال اظهارنامه نيست. لذا مي بايست ظرف ده روز از تاريخ سررسيد مندرج در متن سفته اقدام به واخواست سفته گردد. حال آنکه در رابطه با سفته هايي که به شکل «عندالمطالبه» اخذ مي گردند ارسال اظهارنامه ضروري است و مسامحه در اين امر نيز از جمله مواردي است که ارزش تجاري سفته را زائل نموده و اخذ قرار تامين خواسته را با معضل و صرف هزينه قابل توجه مواجه مي سازد. بدين لحاظ نحوه تنظيم و ارسال اظهارنامه از اهميت بسزائي برخوردار است.
 
در تنظيم اظهارنامه رعايت نکات ذيل الزامي است:
 
1- تهيه اوراق اظهارنامه
 
اين اوراق مي بايست از مجتمع قضائي محل تهيه شود.
 
2- تعداد اوراق اظهارنامه
 
جهت ارسال اظهارنامه براي يک شخص، فرم اظهارنامه در سه نسخه تنظيم و ارسال مي گردد. در صورتيکه تعداد متعهدين اصلي از يک شخص بيشتر باشد براي هر يک از متعهدين به صورت جداگانه و با نام و نشاني عليحده اظهارنامه مستقلي تهيه و ارسال مي گردد.
 
3- هزينه اظهارنامه
 
در حال حاضر بهاء هر برگ اوراق اظهارنامه تهيه شده 5،000 ريال مي باشد که مي بايست به مبلغ مذکور روي اوراق اظهارنامه ابطال تمبر نمود. همچنين مبلغ 10،000 ريال نيز بابت هزينه ابلاغ اظهارنامه مي بايست تمبر ابطال گردد. (بخشنامه 100/1402/9000 مورخ 1389/1/18 رياست قوه قضائيه)
 
4- مندرجات اظهارنامه
 
در اظهار نامه مي بايست طلب متقاضي با ذکر مبلغ و مستندات مربوطه بطور مصرح و منجز با روز و ماه و سال قيد گردد و از درج عباراتي چون « ….. دو ماه پس از رويت اظهارنامه ….. » يا « … ظرف دو ماه آينده …» و غيره که تاريخ پرداخت را با ابهام مواجه مي سازد اکيداً خودداري شود. توجه فرمائيد در متن اظهار نامه تنظيمي شماره خزانه داريکل سفته ها بطور دقيق درج گردد. به طور مثال به شکل جمله ذيل:
 
مخاطب محترم، به موجب اين اظهارنامه وجه سفته/ سفته هاي به شماره خزانه داري کل…………….. که صادر نموده ايد مطالبه و مقرر مي شود که در تاريخ ………….. پرداخت فرمائيد، بديهي است در فرض عدم پرداخت و تاديه وجه، ناگزير سفته هاي مذکور وفق مقررات واخواست خواهد گرديد.
 
سررسيد: تاريخ فوق که توسط متقاضي تعيين و در متن اظهارنامه نوشته مي شود، در واقع سررسيد سفته يا سفته هاي مستند دين مي باشد. اهميت سررسيد از آن جهت است که حداکثر ظرف ده روز پس از تاريخ سررسيد، سفته هاي مستند طلب مي بايست واخواست گردند. ( يعني فرم واخواستنامه براي هر يک از سفته هاي مستند طلب تنظيم و اوراق مربوطه در دايره واخواست مجتمع قضايي ثبت و رسيد اخذ گردد.)
 
توجه مهم: چنانچه در مراجعه اي که طي مدت خواهيد داشت، سررسيد يا موعد تعيين شده فرا رسيده ولي اظهارنامه هنوز ابلاغ و دريافت نشده است، بدون توقف نسبت به واخواست سفته ها ظرف موعد قانوني ( ده روز از سررسيد تعيين شده در سفته يا اظهارنامه) اقدام نمائيد.
 
براي تعيين سررسيد، بايستي فاصله زماني مناسبي که در برگيرنده زمان ابلاغ اظهارنامه به مديون و بازگشت اظهارنامه به متقاضي باشد (حداقل 2 ماه) در نظر گرفته شود.
 

نکات قابل توجه در اظهارنامه :

 1- ابلاغ اظهارنامه را راساً و مستمراً و در فواصل زماني مناسب از مراجع قضائي پيگيري و نسخه خود را دريافت نمائيد و منتظر ارسال اظهارنامه از مراجع قضائي نباشيد.
 
2- دايره ابلاغ در بدو امر بهنگام تحويل گرفتن اوراق اظهارنامه مهر متضمن شماره و تاريخ ورود به دايره اظهارنامه نقش نموده و رسيدي حاوي شماره و تاريخ مذکور به متقاضي ابلاغ مي دهد که حفظ رسيد مذکور براي گرفتن اظهار نامه ابلاغ شده ضروري مي باشد.
 
3- با ارائه رسيد مذکور ابلاغ اظهارنامه قابل پيگيري است و در خاتمه پس از ابلاغ اظهارنامه مي بايست در روي نسخه ابلاغ شده، مهر حاوي تاريخ ابلاغ و مشخصات ابلاغ شونده منقوش و درج شده باشد.
 
4- در هر صورت، در صورت عدم وصول نسخه ابلاغ شده و عدم تسويه طلب، حتماً سفته ها را قبل از انقضاء ده روز از تاريخ سررسيد تعيين شده واخواست نمائيد. بطور مثال چنانچه موعد پرداخت را در اظهارنامه 1386/6/20 تعيين نموده ايد فرصت داريد سفته ها را از تاريخ 1386/6/21 لغايت 1386/6/30  واخواست نمائيد.
 
5- توجه شود که براي واخواست سفته ها نيازي نيست که الزاماً از سررسيد سفته تا روز دهم صبر کنيد بلکه مي توانيد از فرداي روز سررسيد (اعم از سررسيد مندرج در سفته هاي تاريخ دار يا سررسيد تعيين شده در اظهارنامه) تا روز دهم، يکي از روزها را به واخواست سفته اختصاص دهيد.
 
واخواست مي بايست حتماً ظرف مدت ده روز از تاريخ سررسيد صورت گيرد در غير اينصورت، در صورت واخواست سفته در خارج از موعد قانوني کمترين معضلي که متوجه دارنده مي شود ضرورت توديع خسارت احتمالي بنا بر نظر مرجع قضائي جهت اخذ قرار تامين خواسته خواهد بود.
 
6- در صورت عدم واخواست به موقع سفته ها در موعد مقرر (ظرف ده روز) اکيداً از ارسال اظهارنامه مجدد و تعيين سررسيد جديد خودداري فرمائيد. در اينخصوص مي توان با دعوت از کليه امضاءکنندگان و حتي المقدور با جمع آوري کليه نسخ اظهارنامه متن و ظهر سفته سررسيد جديدي تعيين ودر ظهر سفته با درج تاريخ جديد سررسيد، نسبت به اخذ امضاء از مشاراليهم مبادرت نمود. در غير اينصورت تغيير تاريخ از طرف دارنده به طور يک جانبه ميسر نخواهد بود و واخواست سفته هاي مزبور واخواست خارج از موعد تلقي مي شود.
 
7- هرگاه سفته هاي عندالمطالبه داراي ضامن يا ظهرنويس باشد ( عموماً سفته هاي ماخوذه در بانکها بابت تضمين تسهيلات بانکي و داراي ضامن هستند و نه ظهرنويس)، علي ايحال ابلاغ اظهارنامه به ضامن يا ظهرنويس قانوناً ضرورت ندارد ولي لازم است عدم پرداخت سفته از طرف متعهد و همچنين واخواست آن طي نامه سفارشي به اطلاع ساير مسئولين پرداخت (ضامنين) رسيده و پرداخت وجه آن مطالبه شود.
 

واخواست سفته ها

دومين حرکت مقدماتي در راستاي اقدام قانوني بر روي سفته يا سفته ها پس از ارسال و ابلاغ اظهارنامه، واخواست سفته يا سفته هاي مستند طلب به شرح ذيل مي باشد:
 
1- تهيه واخواستنامه
اوراق واخواست از دايره واخواست دادگستري تهيه مي گردد.
 
2- تکميل مندرجات واخواستنامه
متن واخواستنامه در واقع از چهار بخش اصلي تشکيل گرديده که مي بايست با دقت تکميل گردد:
 
الف- صدر واخواستنامه: محلي است که جهت درج مشخصات متقاضي واخواست و اعتراض کننده و نيز مشخصات دقيق شخصي که واخواستنامه عليه او تنظيم مي گردد تعبيه شده است.
 
دقت شود مشخصات بدهکار بصورت کامل مشتمل بر نام و نام خانوادگي و نام اشخاص حقوقي وفق نام مندرج در اساسنامه و روزنامه رسمي و نشاني بدهکار (خيابان-کوچه- پلاک- شماره واحد- طبقه، به نحوي که آدرس درج شده براي مامور ابلاغ قابل شناسائي و مراجعه باشد) در قسمت چپ اين قسمت، در محلي که به همين منظور تمهيد گرديده است درج مي گردد.
 
دقت فرمائيد که نشاني متعهد حتماً در کليه اوراق واخواستنامه به دقت و بطور کامل و به شکل يکسان درج گردد و به درج آن بر روي بعضي از نسخ واخواستنامه اکتفا نشود.
 
ب- شرح واخواست: که متضمن توضيح سررسيد سفته و علت تقاضاي واخواست براي مرجع قضائي مي باشد.
 
ج- بخشي که مشخصات روي سفته عيناً مي بايست به آن منتقل گردد.
 
هنگام تکميل اين بخش از اوراق واخواستنامه، درج مبلغ و تاريخ به عدد و حروف (طبق راهنمائي هاي چاپي واخواستنامه در قسمت مربوط به ارقام و تاريخ الزاميست)
 
د- بخشي که مشخصات امضاء کنندگان ظهر سفته مي بايست به آن منتقل گردد.
 
توجه نمائيد که اسامي امضاء کنندگان ظهر سفته مي بايست خوانا، به دقت و با صراحت قيد گردد و از درج عباراتي چون «دو امضاء ناخوانا» يا «ظهر سفته با امضاء مديران شرکت» و … اکيداً خودداري گردد.
 
3- مهلت واخواست:
همانگونه که کراراً تشريح گرديد واخواست سفته مي بايست ظرف ده روز از سررسيد سفته (سررسيد مندرج در متن سفته در سفته هاي تاريخ دار و يا سررسيد مقرر شده در اظهارنامه در سفته هاي عندالمطالبه) صورت گيرد.
 
توجه گردد که منظور از واخواست نمودن سفته ظرف مدت ده روز در واقع ورود واخواستنامه به دفتر دايره واخواست دادگستري ظرف ده روز از سررسيد سفته يا از تاريخ مقرر شده در اظهارنامه مي باشد به نحوي که ظرف اين مدت، مهر ورود به دايره واخواست متضمن شماره و تاريخ روي آن نقش گردد و تاريخي که توسط تنظيم کنندگان واخواستنامه بهنگام تنظيم و پر کردن اوراق واخواست در متن آن درج مي گردد فاقد هر گونه ارزش قانوني است.
 
4- تعداد نسخ واخواست نامه :
اگر متعهد سفته يک نفر بدون ضامن يا ظهر نويس باشد سه نسخه واخواستنامه تهيه مي گردد و اگر متعهدين علاوه بر متعهد اصلي داراي ضامن و ظهرنويس باشد چهار نسخه تهيه و سپس پس از ابطال تمبر 50 ريالي روي هر برگ و با دوخت نسخ واخواستنامه دو برگي يا سه در سمت بالا واخواستنامه به همراه فيش واريز تحويل دايره واخواست مي گردد و يک نسخه از فيش واريزي و واخواست نزد واخواست کننده باقي مي ماند.
 
5- هزينه هاي واخواست:
بهاي هر برگ واخواستنامه 50 ريال که بايد براي واخواست هر برگ سفته 1،000 ريال (هزينه هلال احمر) به حساب مربوط در صندوق دادگستري محل واريز شود.
 
هزينه واخواست سفته معادل 2% مبلغ اسمي سفته است که مي بايست 1% آن به علاوه 1،000 ريال فوق الذکر در يک حساب و 1% ديگر آن به حساب ديگري که از طرف دادگستري محل تعيين مي گردد واريز شود. مبلغ 10،000 ريال هم به ازاي هر برگ بابت هزينه ابلاغ توديع مي گردد.
 
شايان ذکر است در خصوص بدهي هايي که مي بايست در سررسيد معين پرداخت شوند قيد سررسيد دقيق در متن الزامي است و بايستي توجه گردد از واخواست سفته بدون تاريخ سررسيد جداً خودداري و همچنين از واخواست سفته عندالمطالبه بدون رعايت تشريفات قانوني حتي المقدور خودداري شود.
 
6-  مرجع و نحوه ثبت و پيگيري واخواست:
ثبت واخواست: پس از انجام اقدامات فوق و توديع هزينه واخواست به دو حساب نزد بانک ملي واخواست کننده يا نماينده وي با ارائه رسيد توديع هزينه نزد بانک ملي، دو نسخه از واخواستنامه ها به دايره واخواست دادگستري (به فرض در تهران) واقع در ضلع جنوبي پارک شهر، خيابان بهشت، ساختمان روزنامه رسمي ، طبقه 4 ، اطاق واخواست مراجعه و اقدام به ثبت واخواستنامه مي نمايد.
 
بايد توجه داشت که هيچ نوشته اي نمي تواند از طرف دارنده سفته، جايگزين واخواستنامه شود. يک نسخه از واخواستنامه توسط مامور ابلاغ به ابلاغ شونده يا محل اقامت او داده مي شود، يک نسخه به واخواست کننده تسليم و نسخه ديگر در دفتر واخواست دفتر دادگاه بايگاني مي شود.
 
پيگيري ابلاغ واخواست: جهت پيگيري ابلاغ واخواست، مي بايست با در نظر گرفتن يک سررسيد منطقي (حداقل دو ماه از تاريخ تحويل اوراق به دايره واخواست) با در دست داشتن نسخه سوم واخواستنامه و کارت شناسايي به مرجع فوق الاشعار مراجعه و ابلاغ واخواست را پيگيري و در صورت ابلاغ، نسخه ابلاغ شده را اخذ نمائيد.
 
طبق ماده 281 ق.ت " چنانچه روز دهم تعطيل باشد اعتراض روز بعد آن به عمل خواهد آمد."
 
 ليکن چنانچه روز آخر سررسيد تعيين شده در سفته يا اظهارنامه به تعطيلات برخورد نمايد، جهت احتراز از عواقب سوء عدم اقدام قانوني، حتماً تا آخر وقت اداري يک روز مانده به آخر سررسيد يا يک روز قبل از تعطيلات در صورت عدم امکان تحويل اوراق واخواستنامه به دايره واخواست، هزينه واخواست در بانک ملي توديع گرديده و سپس در اولين روز کاري بعد از تعطيلي قبض رسيد بانک و اوراق واخواستنامه به نحوي که در بالا تشريح گرديد به دايره واخواست تحويل گردد.
 
توجه داشته باشيد که براي استفاده از مزيت کامل اسناد تجاي در قانون تجارت از جمله مسئوليت تضامني ظهرنويس ها و اخذ قرار تامين بدون توديع خسارات احتمالي، دارنده سفته بايد ظرف يکسال از تاريخ واخواست، دادخواست خود را به دادگاه تقديم و اقامه دعوي نمايد. اگر دارنده سفته به اين وظيفه قانوني عمل نکند، دعوي او عليه ظهرنويس ها پذيرفته نمي شود. مضافاً اينکه طبق ماده 318 ق.ت، هرگاه سفته از طرف تجار يا براي امور تجارتي صادر شده باشد…. مهلت اقامه دعوي پنج سال از تاريخ صدور اعتراض نامه يا آخرين تعقيب قضائي مي باشد ليکن مستفاد از ماده 319  قانون مزبور چنانچه وجه سفته را نتوان به واسطه حصول مرور زمان 5 سال مطالبه نمود، دارنده سفته مي تواند تا حصول مرور زمان اموال منقوله که مهلت آن 10 سال مي باشد، وجه آن را از کسي که به ضرر او استفاده بلاجهت کرده است مطالبه نمايد.
 
دارنده سفته اي که واخواست شده و در موعد مقرر اقامه دعوي کرده، مي تواند از دادگاه بخواهد که اموال طرف دعوي را قبل از رسيدگي و صدور حکم به نفع او توقيف کند. در اين حالت پس از صدور حکم، دارنده سفته در وصول طلبش از مال توقيف شده، به سايرين تقدم دارد. دادگاه نيز به محض تقاضاي دارنده سفته، ممکن است معادل وجه آن از اموال طرف مقابل به عنوان تامين توقيف کند.
 
نويسنده: اصغر اماني – کارشناس رسمي دادگستري در امور بانکي
http://www.aria-law.com/Data-View.aspx?lang=fa&id=8229

 

 

آیا محکومیت ضامن صادرکننده سفته مستلزم صدور واخواست است؟

 897261261

دکتر یوسف درویشی هویدا

ماده 249 قانون تجارت پس از بیان وجود مسؤولیت تضامنی در اسناد تجاری، در قسمت پایانی مقرّر میدارد: «… ضامنی که ضمانت براتدهنده یا محالعلیه یا ظهرنویسی را کرده فقط با کسی مسؤولیت تضامنی دارد که از او ضمانت نموده است»؛ بنابراین ضامن نیز بهعنوان یکی از امضاکنندگان اسناد تجاری در عین حال که دارای مسؤولیت تضامنی است اما وضعیت وی از لحاظ مسؤولیت، همانند مضمونعنه خود است. با توجه به مواد 280، 286، 249 و 309 قانون تجارت، باید گفت که شرط تحقّق مسؤولیت ظهرنویس سفته، اقدام به اعتراض عدم تأدیه (واخواست) ظرف ده روز از تاریخ سفته است. با این اقدام، مسؤولیت ظهرنویس سفته ایجاد می شود و میتوان به طرفیت وی طرح دعوی نمود امّا مدّت بقای مسؤولیت ظهرنویس، یک سال از تاریخ واخواست است و دارنده ظرف مهلت مزبور باید دعوای خود را اقامه نماید. در مورد صادرکننده سفته نیز باید گفت که مسؤولیت صادرکننده با صِرف صدور سفته محقق می شود و طرح دعوا علیه وی نیز علیالاصول تابع مهلت خاصی نیست.

با توجه به این‌که طرح دعوا علیه صادرکننده، مهلت خاصی ندارد طرح دعوا علیه ضامنِ صادرکننده سفته نیز فاقد مهلت است. هرچند که تا زمان صدور رأی وحدت رویه شماره 597، بین دادگاهها در خصوص مهلت طرح دعوا علیه ضامن اختلاف‌نظر وجود داشت. رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عالی کشور با اعلام این‌که مهلت طرح دعوا علیه ضامن، محدود به یک سال نیست به این اختلافات پایان داد. به‌موجب رأی وحدت رویه شماره 597 مورخ 12/2/1374: «مهلت یک سال مقرّر در ماده 286 قانون تجارت، جهت استفاده از حقّی که ماده 249 این قانون برای دارنده برات یا سفته منظور نموده، در مورد «ظهرنویس» به مبنای مصطلح کلمه بوده و ناظر به شخصی که ظهر سفته را به‌عنوان ضامن امضا نموده است، نمی‌باشد؛ زیرا با توجه به طبع ضمان و مسؤولیت ضامن در هر صورت (بنا بر قول ضم ذمّه به ذمّه یا نقل آن) در قبال دارنده سفته یا برات، محدودیت مذکور در ماده 289 قانون تجارت درباره ضامن مورد نداشته …».

امّا در مورد این‌که آیا انجام واخواست، شرط تحقّق مسؤولیت ضامنِ صادرکننده سفته است یا خیر، رأی وحدت رویه دلالتی بر لزوم انجام واخواست یا ضروری نبودن آن ندارد و تنها آن‌چه از رأی وحدت رویه دیوان برداشت می‌شود محدود نبودن مهلت طرح دعوا علیه ضامن (ضامن صادرکننده) است. قانون تجارت نیز در این خصوص تصریحی ندارد. تعدادی از دادگاهها انجام واخواست را شرط تحقّق مسؤولیت صادرکننده سفته می‌دانند؛ زیرا تحقّق مسؤولیت تضامنی را مستلزم تجاری تلقّی شدن سند تجاری می‌دانند و اعتراضِ عدمِ تأدیه (واخواست) است که این خاصیت را به سفته اعطا می‌کند و دارنده می‌تواند هم‌زمان هم علیه صادرکننده و هم ضامن وی یا به هر ترتیب دلخواه طرح دعوا کند و الا بدون انجام واخواست، ضمانت از صادرکننده سفته همانند ضمانت از مدیون سند عادی است که اصولاً از امتیاز مسؤولیت تضامنی بی‌بهره است؛ اما پاره‌ای دیگر از دادگاهها با استناد کلی به قسمت آخر ماده¬ی 249 که وضعیت ضامن را تابعی از مسؤولیت مضمون‌عنه می‌داند تحقّق مسؤولیت ضامنِ صادرکننده سفته را همانند خودِ صادرکننده، با امضا محقق می‌دانند و رأی وحدت رویه شماره 597 را نیز دلیل دیگری بر مدعای خود می‌دانند.

از بین آرایی که قایل به نظر اخیر هست می‌توان به دادنامه شماره 1226 مورخ 2/12/1384 شعبه40 دادگاه تجدیدنظر استان تهران اشاره نمود. دادگاه تجدیدنظر در این رأی با نقض قرار رد دعوای دادگاه بدوی (مبنی بر رد دعوا علیه ضامن) پرونده را جهت رسیدگی ماهوی به دادگاه بدوی اعاده نموده است. در بخشی از استدلال دادگاه تجدیدنظر استان که نظر قضات دادگاه را در مورد ضروری نبودن انجام واخواست جهت طرح دعوا علیه ضامن صادرکننده سفته منعکس می‌سازد می‌خوانیم: «… در هر صورت، چون حتی اگر سفته‌های مختلف فیه را سند عادی تلقی نماییم امضای فرد در ظهر آنها از باب نقل و یا ضم ذمّه به ذمّه قابل ترتیب اثر است…». همین‌طور شعبه اول دادگاه عمومی قم در دادنامه شماره 982 مورخ 9/9/1381 (پرونده کلاسه 1381/1/572) تنها به استناد سفته و بدون انجام واخواست، صادرکننده سفته و ضامن وی را به‌صورت تضامنی محکوم نموده است. در این رأی می‌خوانیم: در خصوص دادخواست آقای … به طرفیت 1- خانم … به‌عنوان متعهد و 2- آقای … به‌عنوان ضامن، به خواسته مبلغ دویست و سی‌وپنج هزار تومان به استناد سه فقره سفته به شماره‌های 168176 و 218389 و 549442 و هزینه‌های دادرسی، بدین شرح که خواهان اظهار داشته است: سفته‌ها در قبال فروش تلویزیون به خوانده ردیف اول بوده و خوانده ردیف دوم که همسر خوانده ردیف اول هست پشت سفته‌ها را به‌عنوان ضامن امضا کرده که کپی مصدق ظهر سفته به دادگاه ارائه شده است … دادگاه با توجه به اشتغال ذمه یقینی خواندگان با استصحاب بقای دین، مستنداً به ماده 309 ناظر به ماده 249 قانون تجارت و قاعده تسبیب و مواد 198، 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی، خواندگان را به طور تضامنی به پرداخت مبلغ دویست و سی و پنج هزار تومان بابت اصل خواسته و مبلغ سه هزار و هشتصد و ده تومان بابت هزینه‌های دادرسی در حق خواهان محکوم می‌نماید.

امّا در برابر این آرا و آرای مشابه آن‌که انجام واخواست را شرط ضروری استماع دعوا علیه ضامن صادرکننده سفته نمی‌دانند آرای زیادی وجود دارد که پذیرش دعوای دارنده سند علیه ضامن و صدور رأی محکومیت ضامن را منوط به انجام واخواست نموده‌اند. از بین آرایی از این دست می‌توان به دادنامه شماره 971 مورخ 6/6/1382 (پرونده کلاسه 82/27/889) شعبه 27 دادگاه تجدیدنظر استان تهران اشاره نمود. در این رأی که قرار عدم استماع دعوای دادگاه بدوی را تأیید نموده، آمده است: «… چه سفته، وقتی سند تجاری است که مقررات قانون تجارت درباره آن جاری شده باشد و ماده 280 از قانون تجارت مقرّر داشته است که برات بایستی ظرف ده روز از تاریخ وعده، به وسیله نوشته‌ای که «اعتراض عدم تأدیه» نامیده می‌شود امتناع از تأدیه وجه برات را اعلام دارد و حسب ماده 309 از قانون مزبور، مقررات برات تماماً شامل سفته نیز می‌شود؛ حال آن‌که در پرونده طرح‌شده، تجدیدنظرخواه در وعده اقدام به واخواست ننموده است؛ بنابراین سفته‌های ضمیمه دادخواست، وصف سند تجاری را ندارند و حقوق آنها نسبت به ضامن یا ظهرنویس، مطابق قانون تجارت ساقط شده …».

شعبه 6 دادگاه تجدیدنظر استان تهران نیز در دادنامه شماره 248 مورخ 27/2/1385 (پرونده کلاسه 85/6/234) با اعلام ضروری بودن انجام واخواست در طرح دعوا علیه ضامن صادرکننده سفته چنین رأی داده است: «… تجدیدنظرخواهی آقای … به طرفیت … از دادنامه شماره 1178 در تاریخ 21/09/1384 شعبه پنجم دادگاه عمومی کرج، مبنی بر محکومیت تضامنی تجدیدنظرخواه به پرداخت دوازده میلیون ریال وجه چهار فقره سفته به انضمام هزینه دادرسی، وارد است؛ زیرا مطابق با مواد 249، 280 و 309 قانون تجارت، اقامه دعوای مطالبه وجه سفته، از جانب دارنده سفته به طرفیت ضامن ظهرنویس، فرع بر صدور گواهی عدم تأدیه یا واخواست ظرف مدت ده روز از تاریخ سررسید، هست. نظر به این‌که به دلالت محتویات پرونده، هیچ‌یک از سفته‌های مستند دعوای خواهان در موعد قانونی واخواست نشده لذا دعوای طرح شده به طرفیت تجدیدنظرخواه به عنوان ضامن، قابلیت استماع نداشته و دادنامه تجدیدنظر خواسته به لحاظ عدم رعایت مقررات فوق‌الاشعار به استناد بند «هـ» ماده 248 و ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی، نقض و قرار رد دعوای طرح شده صادر و اعلام می شود.

در مقام گزینش یکی از این دو نظر، باید نظر اخیر را که اقامه دعوا علیه ضامنِ صادرکننده سفته را منوط به انجام واخواست می‌داند مورد تأیید قرار داد؛ زیرا علاوه بر آن‌که مواد 295 و 309 قانون تجارت بر ضرورت انجام واخواست (اعتراض) تأکید نموده است تلقی شدن سفته به عنوان یک سند تجاری و امکان استفاده از مزایای اسناد تجاری که مهم‌ترینِ آن مسؤولیت تضامنی امضاکنندگان سند است مستلزم انجام واخواست می‌باشد. مهم‌تر این‌که درصورتی‌که واخواست سفته را ضروری ندانیم دارنده سفته چگونه می‌تواند هم علیه صادرکننده سفته و هم علیه ضامنِ صادرکننده طرح دعوا نماید؟ طبیعتاً مسؤولیت هم‌زمان صادرکننده و ضامنِ وی و امکان طرح دعوا علیه هر دو، مستلزم تحقّق مسؤولیت تضامنی است که با انجام واخواست و تبدیل سفته به سند تجاری محقق می گردد. منبع: فصلنامه قضاوت شماره 80